اوباما،ایستاده بر خاکستر اشتباهات بوش

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۱۵:۱۴
مهدی
نظرات (0)
/* /*]]>*/

اگر میچل و دنیس راس که نماینده ویژه اوباما در خاورمیانه است بتوانند از اشتباهات بوش درس بگیرند و از گام‌های به نسبت مثبت برداشته شده برای برداشتن گام‌های بزرگ‌تر استفاده کنند، فرصت طلایی در اختیار اوباما برای شکستن طلسم صلح میان اسرائیل و فلسطین قرار خواهد گرفت. اگر مذاکرات صلح میان اسرائیل و فلسطین از مراحل مقدماتی که سالهاست درگیر آن است عبور کند و به نتیجه‌ای خاص برای نخستین بار برسد می‌توان صبر کرد تا تشکیلات خودگردان فلسطین مجددا اختیار کل غزه و کرانه باختری را در دست بگیرد و به ناآرامی‌های داخلی هم پایان دهد.

درست است که بوش اشتباهاتی مرتکب شده اما این اشتباهات این‌روزها نقش جاده صاف کن دولت جدید ایالات متحده را بازی می‌کند. در زمان بوش بود که او اعلام کرد محمود عباس جانشین خلفی برای یاسر عرفات است. از نگاه بوش یاسر عرفات نسبت به عباس فردی تندرو و سازش‌ناپذیر به حساب می آمد. بوش عباس را گزینه بهتری برای نشستن پای میز مذاکره می‌دانست. بوش نخستین رئیس‌جمهوری ایالات متحده بود که استقلال کشوری به نام فلسطین را به رسمیت شناخت. او برای نزدیکی به صلح، کمیته چهار جانبه‌ای متشکل از ایالات متحده،اتحادیه اروپا، روسیه و سازمان ملل به راه انداخت تا مسیر را هموارتر کند. بوش راهکاری استراتژیک و سه مرحله‌ای برای رسیدن به صلح تعریف کرده‌بود: نقشه راه: این راهکار با یک سری عملیاتهای ضدفعالیت‌های تروریستی آغاز و در نهایت به راهکارهای دیپلماتیک برای رسیدن به صلحی نسبی رسید.البته متوقف کردن شهرک‌سازی‌های اسرائیل هم از زمره راهکارهای پیشنهادی بود. پیشرفت‌هایی در این حوزه حاصل شده‌است و حالا نیاز به گام‌های بیشتر است.

بوش در کنار تمامی این تلاش‌های به ظاهر بی‌طرفانه مخالفت خود را با طرح بازگشت فلسطینی‌ها با اسرائیل اعلام کرده و البته از پیشنهاد فلسطین برای عقب‌نشنیی اسرائیل از مرزهای 1967 هم استقبال نکرد. تمامی این مسائل برای بوش گران تمام شد اما حالا تکلیف بر اوباما مشخص است. بوش مسبب به راه افتادن مذاکرات اولیه میان ابومازن و نخست‌وزیر وقت اسرائیل آریل شارون بود اما در نهایت این مذاکرات هم نتیجه چندانی به دنبال نداشت.آریل شارون پیش از غیبت طولانی و بیماری به این نتیجه رسید که ابومازن از توانایی سیاسی چندانی برای مذاکره برخوردار نیست و در نتیجه شارون برای اقناع افکار عمومی نسبت به حسن نیت خود از غزه عقب کشید و عقب‌نشینی جزئی از کرانه باختری را هم ترتیب داد.

حماس در میانه تلاش‌های امریکا ناگهان با پیروزی در انتخابات عمومی ضربات مهلک سیاسی را به فتح وارد کرد.عربستان سعودی در نقش میانجی حاضر شد اما آرامش حاصله دقیقا مصداق آرامش پیش از طوفان بود.فلسطین به واسطه همین اختلافلات دو پاره شد. غزه و کرانه باختری هر کدام میان فتح و حماس تقسیم شدند. این حادثه و خلق اختلاف میان حماس و فتح در حقیقت تیر خلاصی بود به تمامی تلاش‌های بوش برای رسیدن به صلح. البته بوش باز هم ناامید نشد و مقدمات مذاکره میان ابومازن و جانشین شارون یعنی ایهود اولمرت را فراهم کرد. در سال 2007 آناپولیس میزبان رهبران جهان و نمایندگان فلسطین و اسرائیل بود تا سکویی شود برای رسیدن به آرامش. به نظر می‌رسید که این کنفرانس بتواند همه مشکلات را در چشم برهم زدنی حل و فصل کند . اعراب در این کنفرانس اعلام کردند که حاضرند برای رسیدن به صلح نقش مهم‌تری را در منطقه ایفا کنند اما گویا همه چیز به همان حرف‌های خوش و آب و رنگ تمام شد.

حالا نتانیاهو در یک قدمی نخست‌وزیری قرار گرفته‌است. راستگرایی به شدت افراطی که بی‌شباهت به آریل شارون نیست. نتانیاهو تا کنون مواضع متفاوتی در خصوص تشکیل دو کشور مستقل در کنار هم اتخاذ کرده‌است. نتانیاهو به دنبال تبدیل کردن کرانه باختری به بهشتی است که بتواند در برابر جهنمی که اسرائیل در غزه ساخته سر علم کند. به نظر می‌رسد که میچل باید خود را برای مذاکرات مستقیم و طاقت‌فرسا با طرفین مهیا کند. ایالات متحده باید مراقب باشد که حتی در صورت نیل به صلح هم نیازی نیست که بلافاصله طرفین به تمامی تعهدات داده شده عمل کنند. همه چیز برای بقا باید گام به گام عملی شود.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو است.