احتمال فروپاشی اتحادیه اروپا بیست سال پس ازسقوط دیوار برلین
آقای برننکی رییس بانک مرکزی امریکا٬ در این هفته گفت که تا آخر سال شرایط بهبود پیدا میکند. او خوب می داند که مشکل کار کجاست و راه حلی هم وجود ندارد ولی از روی استیصال وبناچارمی خواهد خوش بینی واعتماد بنفس درمصرف کننده گان آمریکایی بوجود آورد. روشن است که احتمالا وضع بدترهم خواهد شد. جهانی بودن این پدیده٬ موج بیکاری و کم کاری و نتیجتا کاهش درآمدها٬ فقدان اعتبارات و تسهیلات٬ ناتوانی بازپرداخت بدهی ها٬ تورم منفی٬ سقوط بورسهای بازار سهام٬ بیم از آینده از جمله دلایل عمیق تر شدن این بحران جهانی به شمار می رود.
مشکل اساسی بزرگان اقتصاد جهان سرمایه سالاری این نیست که نمی دانند کجای کار خراب است. بلکه مشکل این است که آنها نمی دانند چگونه راه حل های سنتی علم اقتصاد را با شرایط پیچیده کنونی تطبیق دهند . شرایطی که به دلیل سوء استفاده میلیاردی سرمایه داران سوداگر بوجود آمده است .
صدها تریلیون دلار بدهی هایی که وصول نشده یکی از این نمونه ها محسوب می شوند. این عامل ابعاد رکود اقتصادی را به جایی رسانده است که راه حل برون رفت از آن در کوتاه مدت ناممکن ودر بلند مدت سخت و دشوار شده است . بانکهای بزرگ در ازا هر یک دلار سپرده تا ده دلار و یا بیشتر وام دادند واکنون که وامها پس داده نمی شوند ورشکسته و به ضرب کمک دولتی روی پا ایستاده اند. این کمکها یک نوع حمایت ازسرمایه داخلی و یک نوع دولتی کردن موسسات مالی و صنایع کشوربه شمار می روند که در تعارض آشکار با فلسفه وجودی نظام سرمایه داری است که دخالت دولتدر اقتصاد را سم مهلک می داند و معتقد است که دولت فقط باید نظاره گر و سیاست گذار باشد.
اخیرا نماینده فرانسه در کنفرانس داووس به راحتی گفت که دو ریسک بزرگ وجود دارد. اول نارضایتی عمومی و شورش مردمی و دوم حمایت از سرمایه و صنایع داخلی.. جالب است که او نگران شکم های گرسنه مردم کم درآمد نبود. زیرا او و همکارنش فقط به فکر نجات نظام سرمایه داری موجود هستند . این نگرانی ناشی از واقعیت روزه که همه کشورها به حمایت از سرمایه های داخلی رو آوردند و در عین حال شاهد تظاهرات و زد و خورد در لاتویا و یونان و دیگراعضای اتحادیه اروپا هستیم که این تازه اول کاراست.
دولتهای اروپای غربی حدود چهار تریلیون به کشورهای شرق اروپا و غیره وام دادند که قابل وصول نیستند. هفته گذشته دیدیم که از یکطرف کشورهایی نظیر ژاپن و چین و کره جنوبی یک بسته مالی صندوق ارزی مشترک راهاندازی کردند تا جلوی فروپاشی اقتصادی کشورهای عضو آسه آن مانند تایلند و مالزی رو بگیرند زیرا به دلیل پیوستگی بازارهای پولی و مالی در جهان سرمایه داری فرو پاشی اقتصادی آسه آن موجب بروزمشکلات گسترده برای ژاپن ،چین و کره جنوبی خواهد شد
با نگاهی به آمارهای موجود به خوبی می توان عمق این واقعیت را دریافت . به عنوان نمونه صادرات ژاپن در ماه ژانویه 45 درصد کاهش داشته است . صادرات چین نیز افت چشمگیری داشته و همچنان در حال کاهش است. واردات مواد خام کشورهایی که مبنای اقتصادیشون صادرات است (از جمله چین و تا حدود زیادی ژاپن و کره) از کشورهای اروپای شرقی و روسیه و استرالیا و برزیل و ... افت شدیدی داشته است . این افت منجر به عمیق تر شدن رکود کشورهای اروپای شرقی و در نتیجه ناتوانی بازپرداخت بدهی های این کشورها به کشورهای وام دهنده از جمله اتریش و سویس و انگلیس و ... می شود. در نتیجه این شرایط کشورهای بلغارستان٬ چک٬ استونیا٬ مجارستان٬ لتونی٬ لیتوانی ٬ لهستان٬ رومانی٬ کرواسی٬ اسلواکی٬ و اسلوونی هم اکنون نیاز به منابع مالی برای جلوگیری از سقوط اقتصاد کشورشان دارند.
در این میان به احتمال زیاد در آینده مسئله حمایت از سرمایه های (صنایع) داخلی و مشکلات عدیده مالی اعضاء اتحادیه اروپا از کشورهای بالکان گرفته تا ایرلند و اسپانیا موجب خواهد شد تا کشورهایی مثل آلمان که فعلا درموقعیت برتری بسر می برد از کشیدن بار کشورهای دیگر سرباز زند بطور قطع اتخاذ سیاستهایی که تنها هدف آنها نجات اقتصاد داخلی کشورهایی نظیر آلمان و فرانسه وانگلیس است،موجب تفرقه بیشتر بین اعضاء اتحادیه اروپا خواهد شد زیرا این سه کشور به عنوان موتوراصلی اتحادیه اروپا محسوب می شوند ، این موضوع انگیزه کشورها ی عضو را برای خروج ازاتحادیه برای نجات اقتصاد کشورشان،بیشترمی کند در صورت تحقق چنین وضعیتی می توان گفت این همان شروع فروپاشی اتحادیه اروپا خواهد بود.
کارشناسان معتقدند اروپا در حال پیر شدن است. اتحادیه اروپا در 50 سال گذشته همه انرژی خود را صرف ایجاد بازارمشترک وهماهنگی قوانین وروندها در سراسر این قاره کردهاست. اکنون اما این اتحادیه با چالشهای جدیدی اقتصادی روبهرو شدهاست، که قبلا پیش بینی آنرا نکرده است . از جمله این چالشها، بازار جهانی است که بیش از گذشته شلوغ و پرتراکم شده؛ رقابتهایی که شدیدتر شده، جامعهای که در اثر فشارتکثر بیشتری پیدا کرده و تهدیدها و خطرات جدیدی که مرزها را درهم شکسته و جهانی شدهاند. در چنین شرایط جدیدی، اروپا برای بقا و کامیابی درقرن 21 باید مشکلات خود راازمنظری جهانی بررسی و حل کند.
توسعه اتحادیه اروپا که بیشتر به سوی شرق صورت گرفت . بر مشکلات موجود افزود بطوریکه اتحادیه اروپا هیچگاه تا این اندازه ناهمگن از لحاظ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی نبوده است .
کمیسیون اروپا ازنهادهای اجرایی اتحادیه اروپاست که به نوعی کابینه دولت اروپا به حساب میآید. اما این کمسیون برای اعمال سیاستهای اجرایی خود در کشورهای عضو با چالش های جدی روبرو است
در این کابینه، وزرا با نام کمیسر در حوزههای مختلفی مانند بهداشت، اقتصاد، سیاست خارجی، بودجه و محیط زیست و حوزههای دیگر که در دولتها وجود دارد، به کار بررسی سیاستها در این حوزهها میپردازند. اما در عمل اکثر تصمیم گیری های آنها با مقاومت های جدی برای اجرا روبرو می شود این مساله بوِیژه در داخل کشورهای شرق اروپا بیشتر مشهود است .
نتیجه گیری و جمع بندی
اتحادیه اروپا در وضعیت بسیار حساس و تعین کننده ای قرار دارد که حتی روزنامه چپگرای گاردین در لندن نیز در باره فروپاشی اتحادیه اروپا هشدار داده است . به نظر می رسد پس از گذشت 20 سال از زمان فروپاشی دیوار برلین در 1989 که این خود آغازی برای فروپاشی نظام های توتالیتری در شرق اروپا شد،امروزغرب و شرق اروپا پس از 20 سال دلدادگی برای ساخت قدرتی جدید درعرصه بین المللی با این واقعیت تلخ روبرو گشته اند که برای نجات خود لازم است از خیر اتحاد بگذرند و به فکر بازسازی اقتصاد داخلی خود باشند. ظاهرا رهبران اروپا باید تصمیمی مهم، مانند آنچه که روس ها درسال 1991 اتخاذ کردند ،درپیش بگیرند در این سال گورباچف و یارانش برای نجات منافع روس ها قید شعارهای همبستگی خلق ها را زدند و با امضاء سند فروپاشی اتحاد ساختگی جمهوری های شوروی،مسیر جدیدی را در پیش گرفتند. با این تفاوت که اتحاد جمهوری های شوروی با زور بود و اما اتحاد کشورهای اتحادیه اروپا داوطلبانه وبر اساس منافع متقابل انجام گرفت .
ظاهرا امریکا تصمیم گرفته است برای آنکه تنها ابرقدرت جهان باقی بماند با به راه انداختن بحرانی جهانی یورو و پوند را از گردونه رقابت با دلار خارج کند اتحادیه اروپا به همراه ژاپن ،چین و روسیه این امکان را داشت تا جهانی چند قطبی را رقم بزند اما بحران فعلی بوجود آمد تا این اولین رقیب از صحنه خارج شود تا کی نوبت به چین ، روسیه و ژاپن فرا برسد؟
گاه شمار تکوین اتحادیه اروپا
19سپتامبر 1946
نطق وینستون چرچیل در شهر زوریخ و پیشنهاد وی برای ایجاد ایالات متحد اروپائی
17 مارس 1948
امضای پیمان بروکسل بین فرانسه و انگلستان که به پیدایش اتحادیه غربی انجامید
4 آوریل و 5 مه 1949
امضای پیمان اتلانتیک شمالی و اساسنامه شورای اروپا
18 آوریل 1951
امضای پیمان تاسیس جامعه ذغال و فولاد بین شش کشور اروپائی
27 مه 1952
امضای پیمان جامعه اروپائی دفاع، در پاریس
30 اوت 1954
رد طرح ارتش اروپائی در پارلمان فرانسه و تبدیل اتحادیه غربی با الحاق آلمان و ایتالیا
25 مارس 1957
امضای پیمان رم و تاسیس جامعه اقتصادی اروپا
4ژانویه 1960
امضای کنوانسیون استکهلم و ایجاد جامعه مبادله آزاد اروپا مرکب از هفت کشور
2نوامبر 1961
طرح فوشه برای وحدت سیاسی اروپا
14 ژانویه 1963
مخالفت دوگل با ورود انگلستان به بازار مشترک
10 سپتامبر 1968
گزارش ورنر در مورد چگونگی وحدت پولی اروپا
28 ژوئیه 1977
تقاضای اسپانیا برای ورود به جامعه اروپائی
اول ژانویه 1981
ورود یونان به بازار مشترک
14 ژوئن 1984
انتخابات پارلمان اروپا
14 آوریل 1987
تقاضای ترکیه برای ورود به بازار مشترک
19 ژوئن 1990
امضای پیمان شنگن
اول ژوئیه 1991
تقاضای سوئد برای ورود به جامعه اروپا
7فوریه 1992
امضای پیمان وحدت در ماستریخ
اول ژانویه 1998
یورو بعنوان پول رسمی اتحادیه اروپا به گردش در آمد
ژوئیه 2003
پذیرش صورت نهائی طرح قانون اساسی اروپا
سال 2004
افزایش شمار اعضا از 15 به 27 و تصویب قانون اساسی اروپائی
اول ژانویه ۲۰۰۷ کشورهای رومانی و بلغارستان به اتحادیه اروپا پیوستند و جمعیت این اتحادیه را به نیم میلیارد نفر افزایش دادند.
سال 2009
فروپاشی اتحادیه اروپا ؟؟