ایرونی، ایرونی بمون
· فحش خواهر و مادر میدیم به همدیگه، به دین و مذهب، عربها و غیره! اما تا یه مشکلی پیش میاد، می گیم یا فلان امام! و در لوسآنجلس هم بیشترسفره حضرت عباس باز میکنیم تا توی تهران! ما روز عاشورا تاسوعا نذری میدیم! اما برای اینکه زعفرون گرونه، روی پلو گلرنگ میریزیم!
· ما همه مادرزادی سیاستمدار به دنیا اومدیم، اما استراتژی تک تکمون با همدیگه وبا تمام دنیا متفاوته! برای همین در هیچ موردی با هم توافق نداریم و بازهم به هم فحش میدیم! سه تا که میشیم پنج نظر متفاوت داریم و هممون خیال میکنیم حق داریم!
· ما به اجدادمون خیلی احترام میذاریم! مخصوصاً داریوش و اینها! وقتی سر قبرشون میریم حتماً یه یادگاری هم (باهرچی که دستمون باشه) روی در و دیواراش میکَنیم!
· ما احتمالاً غیر از رامسر و کلاردشت جای دیگهای از ایران روندیدیم، اما حتماً دوبی رفتیم و فروشگاه عرض الهدایا رو دیدیم! بی برو برگرد هم یه عکسی توی صحرا روی شنها گرفتیم که به همسایهها نشون بدیم!
· ماها سینما نمیریم و عوضش عشق میکنیم قبل از اینکه فیلم روی پرده سینما بره ما سی دیشو ببریم خونه!
· ما -مخصوصاً لوسآنجلسی هامون- وقتی کانال تلویزیونی درست میکنیم یا همینطوری آب دوغ خیاری میارندمون توی یه برنامهای مجری بشیم یا گزارش بدیم یا خدای نکرده به عنوان کارشناس حرف بزنیم از هرسه تا کلمه ای که می گیم، چهار تاشون انگلیسیه؛ اونهم با هزار تا عشوه و ناز و غمزه شتری و صد البته تلفظ صد درصد غلط!
· ماها عاشق رقص عربی هستیم! هرچی هم سنمون میره بالاتر علاقه مون به این رقص که تا ابد یادش نمی گیریم هی بیشترو بیشتر میشه و اصرار می کنیم که باید توی همه مهمونیها هنرمون رو نشون بدیم! البته دوستان خیلی اصرارمی کنند، وگرنه ماها همه خجالتی هستیم و رقصمون نمیاد!
· به آذریها متلک میگیم، اونارو مسخره میکنیم و براشون جوک میسازیم؛ ولی بهترین و مفیدترین دوستامون آذری هستن!
· اما سه چیز برای ما خیلی مهمه:
1) ما هیچ وقت اجازه نخواهیم دادکه روی هیچ نقشهای خلیج فارس به خلیج عربی تبدیل بشه!
2) حواسمون هست که هرجا اسمی ازفیلم کارتونی سیصد برده شد اعتراض کنیم، نامه بنویسیم، طوماراینترنتی امضا کنیم که چرا قیافه ما ایرانیها اینقدر وحشتناک کشیدند! آخه ما ایرانیها اونقدرا هم وحشتناک نیستیم!
3) دولت کشورمون باید مثل دولت سوئد و نروژ باشه. دموکرات / عشقی /مهربون ... با یک شرط: ما همون آدم هایی که در بالا گفتیم، بمونیم!
· و در پایان: ... ما رانندگیمون حرف نداره! رانندگی بدون فحش و فضیحت برامون معنی نداره! چراغ راهنمایی، عابرپیاده، موتورسوارهای آدمخور ... فقط یک کلمه از هرمورد کافیه ... و یه داستان ِ واقعی؛ یکی از دوستان تعریف می کرد:
یک ایرانی در فرانسه مشغول رانندگی در اتوبان بوده و ناگهان متوجه میشه که خروجی مورد نظرش رو رد کرده ... لذا به عادت دیرینهٔ ایرانی ها، میزنه رو ترمز و با دنده عقب،شروع میکنه به برگشتن به عقب! اما در همین حال با یه ماشین دیگه تصادف میکنه ... سرت رو درد نیارم، پل یس میاد و اول با رانندهٔ فرانسوی صحبت میکنه و بعد میاد سراغ ایرانیه و بهش میگه: ما باید این آقا رو بازداشت کنیم؛ ایشون اونقدر مسته که فکر میکنه شما داشتی دنده عقب میرفتی !!!