293

۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۰۷:۵۸
مهدی
نظرات (0)

غم‌هایش را جمع کرده بود پشت گره شال‌گردنش. گاهی گره را باز می‌کرد، یکی‌یکی می‌چیدشان روی شانه‌اش و راه می‌افتاد سمت خیابان. گاهی دسته‌جمعی بغلش می‌کردند برش می‌گرداندند خانه.



اشتراک گذاری:
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ،
بازدید:

[ ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اخبار | تکنولوژی | آموزش | طراحی سایت و سئو است.