293
۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۰۷:۵۸
غمهایش را جمع کرده بود پشت گره شالگردنش. گاهی گره را باز میکرد، یکییکی میچیدشان روی شانهاش و راه میافتاد سمت خیابان. گاهی دستهجمعی بغلش میکردند برش میگرداندند خانه.
بازدید:
غمهایش را جمع کرده بود پشت گره شالگردنش. گاهی گره را باز میکرد، یکییکی میچیدشان روی شانهاش و راه میافتاد سمت خیابان. گاهی دستهجمعی بغلش میکردند برش میگرداندند خانه.