225
۳ آبان ۱۴۰۱
۱۲:۰۷:۲۸
سرم را تکیه دادم به شانهاش و چشمم را بستم. صدای موج و مرغهای دریایی آمد. فکر کردم همینطور ادامه بدهیم شب توی اقیانوس گیر میافتیم، غذا و آب و قرص هم اندازهی کافی همراهمان نیست. زود سرم را برداشتم.
بازدید:
سرم را تکیه دادم به شانهاش و چشمم را بستم. صدای موج و مرغهای دریایی آمد. فکر کردم همینطور ادامه بدهیم شب توی اقیانوس گیر میافتیم، غذا و آب و قرص هم اندازهی کافی همراهمان نیست. زود سرم را برداشتم.